ضیافت اندیشه مرکز قم
سوره قدر مكى است و پنج آيه دارد .

بسم الله الرحمن الرحيم انا انزلناه فى ليلة القدر (1) و ما ادراك ما ليلة القدر (2) ليلة القدر خير من الف شهر (3) تنزل الملئكة و الروح فيها باذن ربهم من كل امر (4) سلام هى حتى مطلع الفجر (5).

ترجمه آيات

به نام خداوند رحمان و رحيم.ما اين قرآن عظيم الشان را(كه رحمت واسع و حكمت جامع است) در شب قدر نازل كرديم(1).

و تو چه مى‏دانى شب قدر چيست؟(2).

شب قدر(در مقام و مرتبه)از هزار ماه بهتر و بالاتر است(3).

در اين شب فرشتگان و روح(يعنى جبرئيل)به اذن خدا از هر فرمان(و دستور الهى و سرنوشت‏خلق) نازل مى‏شوند(4).

اين شب رحمت و سلامت و تهنيت است تا صبحگاه(5).

بيان آيات

اين سوره نزول قرآن در شب قدر را بيان مى‏كند، و آن شب را تعظيم نموده از هزار ماه بالاتر مى‏داند، چون در آن شب ملائكه و روح نازل مى‏شوند، و اين سوره، هم احتمال مكى بودن را دارد، و هم مى‏تواند مدنى باشد، و رواياتى كه درباره سبب نزول آن از امامان اهل بيت (عليهم السلام) و از ديگران رسيده خالى از تاييد مدنى بودن آن نيست، و آن رواياتى است كه دلالت دارد بر اينكه اين سوره بعد از خوابى بود كه رسول خدا(ص)ديد، و آن خواب اين بود كه ديد بنى اميه بر منبر او بالا مى‏روند، و سخت اندوهناك شد، و خداى تعالى براى تسليتش اين سوره را نازل كرد(و در آن فرمود شب قدر بهتر از هزار ماه حكومت‏بنى اميه است).


ادامه مطلب
[ یکشنبه هفتم شهریور 1389 ] [ 19:13 ] [ فرزانه ] [ ]

سلام

خدای خوبم اگر در این مدت حرفی زدم شرمنده!

معذرت میخواهم پریشب وقتی نمازم تمام شد٬  به این فکر کردم  که زیاد هم اوضاع بد نیست اصلا ولش به این فکر نمیکنم که چقدر گرفتاری و سختی هست.

به این فکر میکنم که تو هستی و حضورت جبران تمام نداشته هاست اینکه هستی و حضورت به قلب من آرامش می دهد و وقتی با تو حرف میزنم آرام می شوم و این خیلی نعمت بزرگی هست پریشب تصمیم گرفتم که همیشه به توتوکل کنم و بس و دیگه به چیزی فکر نکنم.

خدایا تو همیشه بودی  و این برایم همیشه یه حس زیبا داشت مثل کسی که دلت به حضورت گرم شود و مطمئن باشی که میتونی دستش روبگیری و نترسی مثل وقتایی که میخوابی و ناگهان یه خواب بد می بینی و دوست داری دست کسی رو بگیری و حضورش ر و احساس کنی و نترسی آره مثل همون لحظه -همون احساس- همون ترس

خدایا من خیلی این لحظه رو احساس کردم و تو همیشه دستم رو گرفتی و من دلگرم به حضورت آرامش یافتم.

خدای مهربانم دلم میخواهد سرم رو بزارم رو زمین خاکی و ازتو به خاطر تمام داده ها و نداده هایت شکر گویم ٬تورو شکر بگویم که به من قدرتی داده که در مقابل مشکلات خم نشوم و به من قدرت دادی که صبور باشم یک عمر صبر, چیز کمی نیست یک دلگرمی میخواهد و تو دلگرمی من بودی خدای مهربانم!

تو همیشه بودی و من گاهی آنقدر خودم را درگیر غصه ها میکردم و در پیله تنهایی ام فرو میرفتم که حضورت را حس نمیکردم.

خدای مهربانم میدانم صدایم را می شنوی و از آنچه در دلم هست آگاهی...

خدای مهربانم دوست دارم باشی.

دوست دارم مثل همیشه که دستم را میگیری بگیری و ول نکنی.

خدایا دلم میخواهد در دلم باشی...

[ یکشنبه هفتم شهریور 1389 ] [ 18:45 ] [ فرزانه ] [ ]

نام الله آمد و باز شد درب ضیافت

باز هم اندیشه و عرفان و عشق و معرفت

باز بهانه ای برای زائر شدن

پر را گشودن و طائر شدن

ضیافتی است با نام اندیشه و ایمان

آلودگی را بشوئیم ز جسم و زجان

ماه رمضان است-ماه رمضان

ماهی که انزلت فیه القرآن

اینجا همه جمع اند در عشق و سرور

عشق بازی می کنند با شاه قدور

گر دلی داری الله سرشت

کز ازل نامش را بر تارک هستی نوشت

غنیمت دانیم ماه دعا

ماه معرفت به شاه لافتی

بازهم روزه و سجاده و افطار و خدا

نیست یکدم روح پاکی از تن جدا

نقد فیلم است-مشاوره -گفتگو -شعر و هنر

هر کدامش هست گرانبهاتر از گهر

فرصتی است برای دلدادگی

آزادی از شیطان به یکبارگی

علقه ها را گر بگذاریم کنار

فتنه اندر نفس می گردد مهار

هم زدن بر نعل است هم به میخ

جان از اتمامش به در آمد- صریخ

( دل سروده )

[ یکشنبه هفتم شهریور 1389 ] [ 17:41 ] [ زهره ] [ ]

http://www.wondercomments.com/holidays/ramadan/ramadan_comment_10.gif

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهمّ نَبّهْنی فیهِ لِبَرَكاتِ أسْحارِهِ ونوّرْ فیهِ قلبی بِضِیاءِ أنْوارِهِ وخُذْ بِكُلّ أعْضائی الى اتّباعِ آثارِهِ بِنورِكَ یا مُنَوّرَ قُلوبِ العارفین.

خداوندا مرا در این روز برای برکات سحرها بیدار ومتنبه ساز و دلم را به روشنی انوار سحر منوّر گردان و تمام اعضاء وجوارهم را برای آثار وبرکات این روز مسخّر فرما به حق نور جمال خود ای روشنی بخش دلها عارفان .

[تصویر: www.hamdardi.com_2.net.jpg]

حدیث روزه :

قال رسول الله صلى الله عليه و آله: لكل شيئى زكاة و زكاة الابدان الصيام.
رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمودند: براى هر چيزى زكاتى است و زكات بدنها روزه است.
الكافى، ج 4، ص 62

[ شنبه ششم شهریور 1389 ] [ 21:16 ] [ ضیافت اندیشه ] [ ]
 

                                            

واما این بار و باز هم یک حال وهوای دیگر ویک دنیا حس های دوست داشتنی و یک ماه مبارک ، ماه قرآن  وقرآنی که هدایتگر است . گاهی اوقات واقعا نمیدانم در این شرایط باید بغض کنم ویا بغض حاصل از این همه شوق را فروخورم ومی مانم این همه شوق و این همه حس را چگونه تعبیر کنم؟

اما خوب میدانم که نمیتوانم حال وهوای صبح ها یا باید گفت سحرهایی را نادیده بگیرم که سراسر زندگیست ودستهایی که به سمت آسمان بلند میشود و لبهایی که با کلماتی همراه است که که همه در آسمان و زمین مشتاق شنیدنش هستند و یا غروب آفتاب را که سالهای سال است در این ماه با نام افطار میشناسیمش و پر است ازبهانه هایی که هر کدام آسمان را به زیبایی های متعددی متصل می نماید  وهمراه است با یک عالمه زیبایی ، تازگی و با دنیایی از راز و نیازهای ناگفته و باز هم سفره ی مهمانی خدا گشوده است  و من، تو، و همه ی ما این بار مهمان خالقی هستیم  که هر چه داریم از اوست. و بی او همه چیز نامفهوم است و دستانمان را عاجزانه به سمت او که سرچشمه ی همه ی خوبی هاست میگوییم: خدای من بدان که آرزوی شیعه ها نظاره بر جمال آن امام غایب است...

[ شنبه ششم شهریور 1389 ] [ 17:32 ] [ مریم ] [ ]

گویند: کافری از ابراهیم (ع) طعامی خواست .ابراهیم (ع) گفت: اگر مسلمان شوی ، تو را مهمان کنم و طعامی دهم .کافر رفت .

خدای- عزوجل- وحی فرستاد که : ای ابراهیم ! ما هفتاد سال است که این کافر را روزی می دهیم و اگر تو یک شب ، او را غذا می دادی و از دین او نمی پرسیدی ، چه می شد ؟
ابراهیم در پی آن کافر رفت و او را باز آوردی و طعام داد.
کافر گفت: چه شد که از حرف خود، برگشتی و پی من آمدی و برایم سفره گستردی؟
ابراهیم (ع) ماجرا را باز گفت.کافر گفت: " اگر خدای تو چنین کریم و مهربان است ، پس دین خود را بر من عرضه کن تا ایمان بیاورم و مسلمان شوم .

[ شنبه ششم شهریور 1389 ] [ 1:58 ] [ ضیافت اندیشه ] [ ]


چرا ما قرآن می خوانیم با اینکه چیزی از آن نمی فهمیم؟

یک پیرمرد آمریکایی مسلمان همراه با نوه کوچکش در یک مزرعه در کوههای شرقی کنتاکی زندگی می کرد. هرروز صبح پدربزرگ پشت میز آشپزخانه می نشست و قرآن می خواند. نوه اش هر بار مانند او می نشست و سعی می کرد فقط بتواند از او تقلید کند. یه روز نوه اش پرسید :
پدربزرگ من هر دفعه سعی می کنم مانند شما قرآن بخوانم ، اما آن را نمی فهمم و چیزی را که نفهمم زود فراموش می کنم و کتاب را می بندم ! خواندن قرآن چه فایده ای دارد؟
پدر بزرگ به آرامی زغالی را داخل بخاری گذاشت و پاسخ داد : این سبد زغال را بگیر و برو از رودخانه برای من یک سبد آب بیاور. پسر بچه گفت : اما قبل از اینکه من به خانه برگردم تمام آب از سوراخهای سبد بیرون می ریزد!؟ پدر بزرگ خندید و گفت : " آن وقت تو مجبور خواهی بود دفعه بعد کمی سریعتر حرکت کنی." و او را با سبد به رودخانه فرستاد تا سعی خود را بکند .
پسر سبد را آب کرد و سریع دوید ، اما سبد خالی بود قبل از اینکه او به خانه برگردد. در حالی که نفس نفس می زد به پدربزرگش گفت که حمل کردن آب در یک سبد غیر ممکن بود و رفت که در عوض یک سطل بردارد .
پیرمرد گفت : "من یک سطل آب نمی خواهم ، من یک سبد آب می خواهم ، تو فقط به اندازه کافی سعی خود را نکردی ." و او از در خارج شد تا تلاش دوباره پسر را تماشا کند . این بار پسر می دانست که این کار غیر ممکن است ، اما خواست به پدر بزرگش نشان دهد که اگر هم او بتواند سریعتر بدود باز قبل از اینکه به خانه باز گردد آبی در سبد وجود نخواهد داشت . پسر دوباره سبد را در رود خانه فرو برد و سخت دوید ، اما وقتی که به پدربزرگش رسید سبد دوباره خالی بود.نفس نفس زنان گفت : " ببین! پدربزرگ ، بی فایده ست . پیرمرد گفت : "باز هم فکر می کنی که بی فایده ست ؟ به سبد نگاه کن." پسر به سبد نگاه کرد و برای اولین بار فهمید که سبد فرق کرده ، سبد زغال ِ کهنه و کثیف حالا به یک سبد تمیز تبدیل شده بود؛ داخل و بیرون آن. پدر بزرگ گفت :

پسرم ، وقتی که تو قرآن می خوانی . ممکن است چیزی را نفهمی یا به خاطر نسپاری ، اما وقتی که آن را می خوانی تو تغییر خواهی کرد؛ باطن و ظاهر تو و این کار الله است در زندگی ما.

[ شنبه ششم شهریور 1389 ] [ 1:25 ] [ ضیافت اندیشه ] [ ]
بسم الله الرحمن الرحیم

اللهمّ اهْدِنی فیهِ لِصالِحِ الأعْمالِ واقْـضِ لی فیهِ الحَوائِجَ والآمالِ یا من لا یَحْتاجُ الى التّفْسیر والسؤالِ یا عالِماً بما فی صُدورِ العالَمین صَلّ على محمّدٍ وآلهِ الطّاهِرین.

خدایا راهنمائیم كن در آن به كارهاى شایسته واعمال نیك وبرآور برایم حاجتها وآرزوهایم اى كه نیازى به سویت تفسیر وسؤال ندارد اى داناى به آنچه در سینه هاى جهانیان است درود فرست بر محمد وآل او پاكیزگان.

حدیث رمضان : 

قال رسول الله (صلى الله علیه و آله)

لو یعلم العبد ما فى رمضان لود ان یكون رمضان السنة

رسول خدا (صلى الله علیه و آله) فرمود: اگر بنده «خدا» مى‏دانست كه در ماه رمضان چیست [چه بركتى وجود دارد] دوست مى‏داشت كه تمام سال، رمضان باشد.

بحار الانوار، ج 93، ص 346

[ شنبه ششم شهریور 1389 ] [ 1:16 ] [ ضیافت اندیشه ] [ ]

در این کشاکش روز های طوفانی

کسی نمی آید این جا به مهمانی

من از دیار کویر و سرای بی کسیم

تویی که همچو  نوای نسیم و بارانی

ز دور قافله ای ز عاکفان بینم

گمان برم این نشانی از شبی است نورانی

اگر غبار دو چشمم را ز من گیرد

به این امید زنده ام که تو در کنار من میمانی

 دلم دوباره هوایی شده بال و پر در اورده

در این بهار سبز و لحظه های روحانی

تو از تبار بهشتی و من از تبار جهنم

منم که در این سرای روسیهم تویی که در این جهان نگهبانی

 و این نهایت دل شکستگی یک پرنده زخمی است

که پر زدن ظهور تو باشد در این راه طولانی

بیا که آمدنت تبلور نور است و بیداری

 بیاکه جهان منتظر است ای روشنی بخش کوچه های ظلمانی..

اللهم عجل لولیک الفرج

[ جمعه پنجم شهریور 1389 ] [ 15:2 ] [ فاطمه ] [ ]
 

کوچه ای است باریک

جویکی جاری از قلب آن

پیرمردی تنها

عصا بر دست

می لرزد بدنش همچون ریتم یک ساز

دیگر توانی نیست

زور بازویش وداع کرده با او

دست بر کمر

با کفش های پاره پاره

می کشد کفش ها را بر زمین

می افتد

آخر ناتوان است

رمقی برای برخواستن ندارد

دیگر مادرش نیست در کنارش

تا بفشارد دستش را

پدرش سالهای سال خاطره بوده است

در ذهن پیرمرد روی طاقچه ی خانه ی گنبدی

 تصویرش فقط در قابی خلاصه می شود

شمعدان های مادرش در طاقچه

چشم دلش باز می شود

بر می خیزد

آرام آرام می رود

گویا همچون کودک تاتی تاتی می کند

همه او را از یاد برده اند

بی صدا خاموش می شود

دیگر چیزی نمانده به خانه

کلیدی را از جیب بیرون می آورد

کلونی را باز می کند

چشمانش پر از التماس است

کلونی را می بندد

و آهسته می گرید ...

(دل سروده)

[ پنجشنبه چهارم شهریور 1389 ] [ 21:45 ] [ زهره ] [ ]

ساحلی آرام

ماسه ها نرم

قله ای ماسه ای

کودکانی خندان

جست و خیز می کنند آنجا

سطل و کاردکی

می سازند کودکان قلعه های ماسه ای را

قلعه های رویاهایشان است انگار

در دور دست های زمین

موجی عصبانی است

می جنگد با صخره

اما

صخره سالهاست پریشان است

با فاصله ها می جنگد

پری نامی دوست اوست

پریگک کنار صخره نشسته است

با موج بسان یک کودک هم کلام می شود

رام می کند او را

می گوید جرم صخره چیست ؟

جرمش دوستی با دریاست

موج می گرید

آری دلش پر شده از غم

شریک می شود غمش را با پری

خشتی از خاطره ها را در دل دریا پرتاب می کند

از طوفان می نالند

ولی

بیچاره طوفان در دادگاه حاضر نیست

وکیلی از او نیست

نمی داند که طوفان نیز مقصر نیست

این چرخه است

می چرخد بر گرد گردون زمان

محنت کشی می خواهد صخره

قایقی خواهم ساخت با عشق

خواهم انداخت بر روی موج دل

یکدل خواهم شد با او

میروم تا ناکجا

مسحور زیبایی خالق

عهد و پیمان می بندم با موج

نکند آزاری بر صخره

آشتی می دهم آن دو را

دوست می شوند با هم

آرام از دریا دور می شوم

به ساحل باز می گردم

پنجره ی رویا را می بندم

بیدار شو صبح شده است

مادرم صدا می کند مرا

دیگر باید رخت بربندم از خواب

وداع کنم با صخره و موج

با ساحل و پری و کودکان

با پنجره و رویا

و دیگر نیست هیچ غمی برای صخره

و صخره می خندد.

 (دل سروده)

[ پنجشنبه چهارم شهریور 1389 ] [ 21:43 ] [ زهره ] [ ]

ز لیلی من شنیدم یا علی گفت

به مجنون چون رسیدم یا علی گفت

مگر این وادی دارالجنون است
 که هر دیوانه دیدم یا علی گفت

نسیمی غنچه ای را باز میکرد
به گوش غنچه دیدم یا علی گفت

چمن با ریزش باران رحمت
دعایی کرد و او هم یا علی گفت

خمیر خاک آدم را سرشتند
چو برمیخواست آدم یا علی گفت

مسیحا گر دم از اعجاز میزد
ز بس بیچاره مریم یا علی گفت

به فذقش کی اثر می کرد شمشیر
 یقینم ابن ملجم یا علی گفت

مگر خیبر ز جایش کنده می شد
 یقین آنجا علی هم یا علی گفت


ادامه مطلب
[ پنجشنبه چهارم شهریور 1389 ] [ 19:41 ] [ مریم ] [ ]

آقا کریم آل محمد (ع) میلادت مبارک

 

[ پنجشنبه چهارم شهریور 1389 ] [ 8:43 ] [ حمیده ] [ ]

ویژه نامه روز یازدهم ضیافت الهی

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهمّ وَفّقْنی فیهِ لِموافَقَةِ الأبْرارِ وجَنّبْنی فیهِ مُرافَقَةِ الأشْرارِ وأوِنی فیهِ بِرَحْمَتِكَ الى دارِ القَرارِبالهِیّتَكِ یا إلَهَ العالَمین.

خدایا توفیقم ده در آن به سازش كردن نیكان و دورم دار در آن از رفاقت بدان وجایم ده در آن با مهرت به سوى خانه آرامش به خدایى خودت اى معبـود جهانیان.

Click the image to open in full size.Click the image to open in full size.Click the image to open in full size.

حدیث رمضان :

قال رسول الله صلى الله عليه و آله: من منعه الصوم من طعام يشتهيه كان حقا على الله ان يطعمه من طعام الجنة و يسقيه من شرابها.
رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمودند: كسى كه روزه او را از غذاهاى مورد علاقه‏اش باز دارد برخداست كه به او از غذاهاى بهشتى بخورانند و از شرابهاى بهشتى به او بنوشاند.
بحار الانوار ج 93 ص 331

[ پنجشنبه چهارم شهریور 1389 ] [ 0:31 ] [ ضیافت اندیشه ] [ ]

بخش تربیت و خودسازی طرح ضیافت اندیشه دانشگاه قم (واحد خواهران) با هدف برنامه ریزی در مباحث تربیتی برای دانشجویان شروع به فعالیت نموده و زمینه استفاده بهینه دانشجویان را از برنامه های مختلف از جمله گفتگوهای آزاد، برنامه های ادبی-هنری، نقد فیلم،  مناجات شبانه، مهرورزی (امور خیریه) ، مشارکت در تدارک افطاری، ارائه خدمات مشاوره، مسابقات قرآن و اذان، نماز جماعت و تربیت بدنی را به تناسب ذائقه دانشجویان فراهم می نماید.

بخش های مختلف این واحد همراه با گزارش اجمالی فعالیت های آن به شرح ذیل می باشد:

گفتگوهای آزاد
برنامه ه
ای انجام شده در این بخش از ابتدای طرح تاکنون به شرح ذیل است:
جلسات گفتگوی آزاد با عناوینی چون غرب شناسی، جریان شناسی فکری انقلاب اسلامی و ... با حضور اساتید گرانقدر آقایان دکتر جمالی، دکتر بهداروند  و ...

 

ادبی- هنری
برپایی ایستگاه ادبی-هنری (با استفاده از آثار دانشجویان)
ساخت وبلاگ به نشانی www.ziafatandishe.blogfa.com
برپایی کلاس های اوریگامی و طراحی با ذغال
برگزاری مسابقه پیامک با موضوع انتظار، دعا، طنز و ...
برگزاری نمایشگاه کتاب
فضاسازی محیط سلف به صورت ارائه نکات بهداشتی و تربیتی در قالب طرح هنری و طنز
و ...


نقد فیلم

برگزاری 4 جلسه نقد فیلم با عناوینی همچون "رسانه و مهدویت"، "صهیونیزم مسیحی و مهدویت" و ... با حضور اساتیدی همچون حجت الاسلام والمسلمین صابر جعفری، حجت الاسلام و المسلمین کاشانی و ...

برگزاری 2 جلسه نشست علمی با عنوان علم، طب، تغذیه با حضور دکتر روازاده و جایگاه ابزارهای 2web و شبکه های اجتماعی در توسعه مفاهیم دینی با حضور حجت الاسلام و المسلمین دکتر بهرامی
پخش مستند "کاشت" و فیلم "خداحافظ رفیق" از دیگر برنامه های این بخش بوده است.
گفتنی است این برنامه ها با استقبال چشمگیر دانشجویان روبه رو بوده است.


مداحی و مناجات

برنامه مناجات شبانه هرشب از ساعت 23 الی 24 در حیاط ورزشگاه (واحد خواهران) برگزار می گردد. این ادعیه شامل: دعای افتتاح، زیارت جامعه کبیره، دعای مجیر و ... با حضور مداحان اهل بیت علیهم السلام می باشد.
ویژه برنامه سحر با پخش کلیپ برای تشویق دانشجویان به اقامه نماز شب شروع و با پخش دعای ابوحمزه ثمالی، دعای سحر، مناجات امیرالمومنین، تواشیح های مذهبی ادامه می یابد و با قرائت زنده دعای عهد بعد از اقامه نماز صبح پایان می یابد.
برنامه افطار هر روز نیم ساعت قبل از افطار با قرائت مناجات خمش عشر همراه با کلیپ مخصوص ویژه افطار همراه می باشد.
در طول روز کلیپ های مخصوص جهت زنگ شروع و پایان کلاس ها به صورت سراسری در واحد خواهران پخش می گردد.
علاوه بر اینکه اوقات فراغت دانشجویان با پخش کلیپ های صوتی مذهبی پر می گردد.

 

مهرورزی

جمع آوری غذاهای اضافی دست نخورده و جمع آوری صدقات دانشجویان و رساندن آن به ایتام و مستمندان از طریق هلال احمر از جمله فعالیت های این بخش می باشد.


تدارک افطار

ثبت نام از دانشجویان شرکت کننده در طرح به عنوان خادمین افتخاری تدارک افطار و تقویت روحیه کار دسته جمعی و افزایش صمیمیت بین دانشجویان از جمله فعالیت های این بخش بوده است.

لازم به ذکر است تاکنون 120 نفر از دانشجویان به عنوان خادم افتخاری به صورت متغیر و حدود 30 نفر از دانشجویان به صورت ثابت، هرشب برنامه تدارک افطار را برعهده دارند.

 

قرآن و اذان

هماهنگی با قاری قرآن قبل از اذان صبح و مغرب و عشاء جهت تلاوت قرآن به صورت زنده، هماهنگی و همکاری جهت تلاوت روزانه قرآن به صورت جزء خوانی در مسجد دانشگاه، برگزاری مسابقه حفظ سوره دهر و مسابقه کتابخوانی مفاهیم قرآن (هرمنوتیک)، شرکت در نمایشگاه بین المللی قرآن کریم با حضور 85 نفر از دانشجویان شرکت کننده در طرح به همراه جمعی از اساتید مشاوره جهت ارائه خدمات مشاوره و زیارت حرم حضرت عبدالعظیم حسنی از فعالیت های انجام شده در این بخش می باشد.


اقامه نماز و ائمه جماعات

فضاسازی برای اقامه نماز جماعت، هماهنگی روزانه با امام جماعت جهت اقامه نماز، نصب احادیث پیرامون فضیلت نماز جماعت در تمام کلاس ها و اتاق های خوابگاه، تبلیغات گسترده جهت حضور حداکثری دانشجویان در نماز جماعت (به ویژه نماز جماعت صبح) ا زجمله فعالیت های واحد اقامه نماز و ائمه جماعات می باشد.


 مشاوره

برنامه مشاوره با حضور اساتید توانمند، سرکار خانم ها الهی پور، عبدالهی، طباطبایی، رابودان به صورت روزانه از ساعت 19:30 الی 24 در واحد خواهران برگزار شده که دانشجویان زیادی را جذب نموده به طوری که هفته اول طرح 110 نفر مشاوره حضوری و انفرادی و 150 نفر به صورت گروهی از خدمات این بخش استفاده نموده اند. ضمن آنکه واحد پاسخگویی به سوالات شرعی به صورت حضوری و تلفنی در طول طرح فعال بوده. علاوه بر این صندوق ارتباط با مشاور هم فعال بوده و 36 نامه به صورت کتبی دریافت نموده که به 17 عدد از این نامه ها پاسخ داده شده است.


تربیت بدنی
واحد تربیت بدنی
جهت ایجاد نشاط هرچه بیشتر در دانشجویان و  استفاده بهینه از اوقات فراغت آن ها برنامه هایی همچون تنیس روی میز، والیبال، شنا، دوچرخه سواری تفریحی و ... را برگزار نموده است.



سایر فعالیت های جنبی
برنامه سرویس دهی جهت مسجد جمکران و حرم مطهر حضرت معصومه (ع)
کوهپیمایی (کوه خضر نبی (ع) با حضور 350 دانشجوی خواهر
برگزاری پاتوق های شبانه با موضوعات مختلف و متنوع همچون "معیارهای انتخاب همسر" و "گپ و گفت دخترونه"
[ چهارشنبه سوم شهریور 1389 ] [ 22:16 ] [ ضیافت اندیشه ] [ ]

ده جمله ی زیبا در دعای اللهم ادخل علی اهل القبور السرور....

روز ظهور ، روز خوشحالی ها است.

روز ظهور ، روز ثروت و بی نیاز ی است.

روز ظهور ، روز ظهور عقل و علم است.

روز ظهور ، روز محبت ها است.

روز ظهور ، روز عدالت ها است.

روز ظهور ، روز بندگی خدا است.

روز ظهور ، روز سلامتی و شفای تمام بیماران است.

روز ظهور ، روز پایان تمام گرسنگی ها و کمبودها است.

روز ظهور ، روز صفات نیک در همه ی انسان ها است.

روز ظهور ، روز ظهور حق و پایان دوره ی پنهان زیستی منجی عالم بشریت حضرت

مهدی ارواحنا فداه و روز تمدن حقیقی بشر است.


اللهم عجل لولیک الفرج

[ چهارشنبه سوم شهریور 1389 ] [ 21:34 ] [ زهرا ] [ ]
استغفر الله کی گفته ما واسه چهار واحد اومدیم!

روز اول: این چه برنامه ریزی ایه . همه خواب روزمون رو گرفتند. پس ما کی عبادت کنیم؟؟؟؟

روز دوم: آقا اجازه! جزوه هم میدند؟

روز سوم: تا حالا هم خیلی صبر کردیم. اگه حضور غیاب نمیکنید اصلا نیایم!

روز چهارم: زکی! امتحانا از ۱۶ نمره است!! کی حال داره فعالیت کنه؟؟؟؟

روز پنجم (روز آخر): استاد خواهشا سوالا تستی باشه! تاریخ و اسامی هم که نمیارید؟

استغفر الله کی گفته ما واسه چهار واحد اومدیم!

- راستی میدونستی بعضی ها ترم آخرند!!!!! تازه ارشدی هم داریم !!

ملت دیوونند به خدا!

فعلا همین ها را داشته باش داداش! برمیگردیم...

منبع : این مطلب دلنوشته یکی از بچه های ضیافت اندیشه ی قم خودمونه من از وبلاگش۱ دزدیدم وقتی خودش نمیاد بنویسه به من چه!!!!

۱) اسم وبلاگ اش محراب اندیشه است (به روی خودت نیار!)

[ چهارشنبه سوم شهریور 1389 ] [ 19:8 ] [ عطیه ] [ ]

بسم الله الرحمن الرحیم


اللهمّ ارْزُقْنی فیهِ طاعَةَ الخاشِعین واشْرَحْ فیهِ صَدْری بإنابَةِ المُخْبتینَ بأمانِكَ یا أمانَ الخائِفین.

خدایا روزى كن مرا در آن فرمانبردارى فروتنان وبگشا سینه ام در آن به بازگشت دلدادگان به امان دادنت اى امان ترسناكان


http://love-story-e.mihanblog.com/post/352

حدیث روزه :

قال اميرالمومنين عليه السلام: صوم القلب خير من صيام اللسان و صوم اللسان خير من صيام البطن.
امام على عليه السلام فرمودند: روزه قلب بهتر از روزه زبان است و روزه زبان بهتر از روزه شكم است.
غرر الحكم، ج 1، ص 417

[ چهارشنبه سوم شهریور 1389 ] [ 0:21 ] [ ضیافت اندیشه ] [ ]

با سلام و آرزوی قبولی طاعات و عبادات شما دوستان عزیز دانشجو

نکات لازمی که اعضای محترم وبلاگ ضیافت اندیشه برای درج مطالب خود باید توجه کنند:

1.برای درج مطلب از فونت (تاهوما)، سایز2، رنگ مشکی یا نهایتا قرمز و سورمه ای استفاده شود.

2.تصاویر در سایز کامل (فول سایز) استفاده شود تا موقع نمایش تصویر، حالت لینکی نداشته باشد.

۳. تصاویر در بالای هر مطلب (وسط چین) استفاده شود.

3.مطالب ادبی اعم از شعر، دلنوشته و ... حاصل تراوش فکری خودتان باشد.

4. نهایتا اگر مطلبی را به دلیل محتوای زیبای آن از جایی کپی نمودید، حتما با ذکر منبع باشد.

5.مطالب حتما دارای عنوان باشند.

6. هر نویسنده مجاز به استفاده از تنها یک نام کاربری است.

لازم به ذکر است هرمطلبی که فاقد شرائط مذکور باشد، نمایش داده نخواهد شد.

[ سه شنبه دوم شهریور 1389 ] [ 22:18 ] [ ضیافت اندیشه ] [ ]

قبل از این که طرح شروع بشه . به من تلفن شد: خانم فلانی بیا میخواهیم وبلاگ بزنیم ! بیا برو با خانم بهمانی با هم دیگه وبلاگ بزنید! ما صفحه اول را ببریم بالا  بفرستیم تهران ... و ال و بل

 ما فک کردیم چه قدر آدم مهمی شدیم 

خلاصه نشستیم کلی نقشه کشیدیم که چی کار کنیم چی کار نکنیم ...

روز اول طرح:  همون خانمی که باهام تماس گرفته بود را دیدم و قرار شد من و رفقام یه وبلاگ گروهی بزنیم

ما چهار تا نه پنج تا بچه ساده باورمون شد که ما داریم واسه دانشگاه قم وبلاگ میزنیم .

یادش به خیر چه رویاهایی در سر می پروراندیم ...

واسه تبلیغ وبلاگمون کلیپ درست کردیم و بدون مجوز شروع کردیم به تبلیغات ... تا این که من به بچه ها گفتم : بچه ها! نکنه بیاند واقعا اخراجمون۱ کنند . بذار ازشون اجازه بگیریم!

آقا چشمت روز بد نبینه

ما رفتیم با مسئول کارهای ادبی هنری صحبت کنیم که با اجازه بزرگتر ها تبلیغاتمون رو شروع کنیم

تو چشمهای من نگاه کرد و گفت : نه خانمم ما خودمون وبلاگ داریم مسئول وبلاگ ها عوض شده. ما نمیتونیم یه وبلاگ دیگه بزنیم. باید با حاج آقا آخوند زاده (مطمئن نیستم اسمش را درست میگم یا نه!!) هماهنگ بشه ایشون باید تایید کنه و ال و بل و فلان و بهمان

و روی سر من یک پارچ آب یخ ریخت 

و من در جواب فقط میتونستم با چشمهام بهش بگم : مومن در هیچ چارچوبی نمی گنجه!

حالا اومدیم توی این وبلاگ که بیش تر شبیه به مجمع شاعران تازه از نوع دزدی اش است ...

راستی ما کم نیووردیم و حداقل اش اینه که خودمون وبلاگ خودمون رو میخوینم

پ.ن:

۱ این اخراجی ها مربوط میشه به وبلاگمون ... وبلاگ ما جایی است برای اخراجی های ضیافت اندیشه

[ سه شنبه دوم شهریور 1389 ] [ 21:37 ] [ عطیه ] [ ]

با هم باشیم

یکی شویم با دل

همدل شویم با عشق

بگذریم از کوچه ی کینه

تاریکی را کنار بگذاریم

همسفر شویم با مهتاب

بتابیم بر شب


ادامه مطلب
[ سه شنبه دوم شهریور 1389 ] [ 19:44 ] [ زهره ] [ ]

صد دانه است تسبیح  مادر

با هر دانه اش گوید الله اکبر

تسبیح هایش از کربلا بود

به قول آقا از دشت بلا بود

یک جا نماز هم برای من بود

یکی دگر هم برای خواهر

یک پارچه ی سبز سوغاتی ام بود

انگار که رنگ سرمستی ام بود


ادامه مطلب
[ سه شنبه دوم شهریور 1389 ] [ 19:43 ] [ زهره ] [ ]

با تمام وجود گناه کردیم

 نه نعمت هایش را از ما گرفت .

ونه گناهانمان را فاش کرد.

فکر کن اگر اطاعتش میکردیم چه میکرد!!!

[ سه شنبه دوم شهریور 1389 ] [ 17:22 ] [ فاطمه ] [ ]

من خدا را دارم

 کوله بارم بر دوش

 سفری میباید

 سفری بی همراه

گم شدن تا ته تنهایی محض

 سازکم با من گفت

 هر کجا لرزیدی

از سفر ترسیدی

 تو بگو از ته دل

من خدا را دارم

من و سازم چندیست

 که فقط با اوییم ...


                                                               
                        

[ سه شنبه دوم شهریور 1389 ] [ 17:18 ] [ فاطمه ] [ ]

نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد ؟

نمی خواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم

چه خواهد ساخت ؟

ولی بسیار مشتاقم ،

که از خاک گلویم سوتکی سازد.

گلویم سوتکی باشد به دست کودکی گستاخ و بازیگوش

و او یکریز و پی در پی ،

دَم گرم خوشش را بر گلویم سخت بفشارد ،

و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد .

بدین سان بشکند در من ،

سکوت مرگ بارم را

[ سه شنبه دوم شهریور 1389 ] [ 17:15 ] [ مریم ] [ ]

لطفا تا آخرش بخونید :


چقدر خنده داره
که یک ساعت خلوت با خدا دیر و طاقت فرساست. ولی 90 دقیقه بازی یک تیم فوتبال مثل باد می‌گذره!


چقدر خنده داره
که صد هزارتومان کمک در راه خدا مبلغ بسیار هنگفتیه اما وقتی که با همون مقدار پول به خرید می‌ریم کم به چشم میاد!

 
چقدر خنده داره
که یک ساعت عبادت در مسجد طولانی به نظر میاد اما یک ساعت فیلم دیدن به سرعت می‌گذره!

ادامه مطلب
[ سه شنبه دوم شهریور 1389 ] [ 6:18 ] [ مریم ] [ ]

ماه نزول قرآن

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهمّ لا تؤاخِذْنی فیهِ بالعَثراتِ واقِلْنی فیهِ من الخَطایا والهَفَواتِ ولا تَجْعَلْنی فیه غَرَضاً للبلایا والآفاتِ بِعِزّتِكَ یا عزّ المسْلمین.

خدایا مؤاخذه نكن مرا در ایـن روز به لغزشها و درگذر از من در آن از خطاها وبیهودگیها وقرار مده مرا در آن نشانه تیر بلاها وآفات اى عزت دهنده مسلمانان

jokvsms.mihanblog.com

حدیث رمضان :

قال ابوجعفرعلیه السلام :لكلّ شىء ربيع و ربيع القرآن شهر رمضان.
امام باقر علیه السلام : براى هر چيزى بهارى است و بهار قرآن ماه رمضان است.
منبع: كافى ج 2 ص 630

[ سه شنبه دوم شهریور 1389 ] [ 0:20 ] [ ضیافت اندیشه ] [ ]

  کوله بار   

کوله بارت بربند

شاید این چند سحر

فرصت آخر باشد !

که به مقصد برسیم

بشناسیم خدا

و بفهمیم که یک عمر

چه غافل بودیم

میشود آسان رفت

میشود کاری کرد

که رضا باشد او

ای سبکبال !

در این راه شگرف

در دعای سحرت

در مناجات خدایی شدنت

هرگز از یاد نبر

من جا مانده بسی محتاجم

- التماس دعا -

[ دوشنبه یکم شهریور 1389 ] [ 19:42 ] [ زهره ] [ ]

- جلسه دوم کلاس طراحی با حضور استاد سلیمانی با موضوع طراحی صورت و تا حدودی منظره  به پایان رسید البته تصاویر کشیده شده توسط دانشجویان دیدنی است.

بچه های غرفه ی هنری - ادبی در یک عملیات غافلگیر شدند :

به گزارش ارائه شده از یک فرد ناشناس که ناغافل سرکی به غرفه زده بود کاشف به عمل آمد که خانم... مسئول تهیه ی مطالب روی میز سلف خواهران به علت گرسنگی فراوان و فشار آوردن معده بر سیستم عصبی این چنین نوشت :

برای از بین بردن میکروبها نمک بخورید قبل از خدا

استغفرالله این حرفا چیه !!

بعد با یه دست بردن یواشکی کلمه مورد نظر تبدیل به غذا شد .

- این روزها مارمولکها هم به گفتگوی آزاد می روند

در پی شرکت یک مارمولک نوجوان در برنامه ی گفتگوی آزاد دیشب مورخ ۳۱/۵/۸۹ در حیاط وزرش خواهران جو مغشوش شد و بیچاره دمش  را روی کولش گذاشت و در رفت .

- سوسکی در نزدیکی راهروی آموزش یافت شد به گزارش خبرگزاری یواشکی این سوسک در حالیکه نیمه جان بود سعی داشت خود را به دفتر آموزش برساند که زبان بسته در نیمه ی راه جان باخت و ناکام ماند.

- با گذشت یک و نیم هفته از طرح ضیافت با کاهش بودجه مواجه شده ایم :

طبق گزارشات رسیده و اعتراضات به عمل آمده این طرح با کاهش شدید بودجه و مسائل مالی روبرو شده است زیرا در اوایل طرح ( به گفته ی شواهد عینی ) تعداد خرماهای سفره ی افطار ۵ تا بوده است اما هر چه به پایان آ‌ن نزدیک می شویم از تعداد آن کاسته شده و به ۳ عدد تنزل یافته است .

و دیگر هیچ!

منتظر خبرای..... بعدی ما باشید .

[ دوشنبه یکم شهریور 1389 ] [ 19:24 ] [ زهره ] [ ]

با سلام و آرزوی قبولی طاعات و عبادات شما دوستان عزیز دانشجو

تا اینجای طرح ضیافت اندیشه را با ادعیه و مناجات و شعر با هم بودیم و هر روز بر جمع نویسندگان مان اضافه شد اما از گزارش برنامه ها و نشست هایی که بچه ها شرکت میکنند خبری نشد. از بین نویسندگان این وبلاگ تعداد زیادی را بچه های خوابگاهی تشکیل می دهند که طبعا از برنامه های فوق برنامه بیشتری می توانند استفاده کنند و چه فرصتی بهتر از این میتواند برای آن ها باشد تابه عنوان خبرنگار، از جوانب مختلف این برنامه ها مطلب بنویسند و نقاط قوت و ضعف آن را از نگاه خود و سایر دوستانشان بیان کنند.

انعکاس اخبار فوق برنامه ها چند مزیت دارد: 1- دانشجویانی که تا به حال رغبتی به شرکت در فوق برنامه ها نداشته اند علاقه مند می شوند 2- دانشجویانی که محروم از شرکت در فوق برنامه ها هستند، تا حدی در فضای برنامه قرار گرفته و از مطالب ارائه شده در آن بهره مند می شوند. 3- نقاط ضعف کلاس ها توسط مسئولین رصد شده و به حذف آن در برنامه های بعدی منجر می شود.

خبرنگاری در این طرح، افتخاری است و چه افتخاری بالاتر از آن که در ماه خدا و برای خشنودی او بخواهیم کاری کنیم.

منتظر اخبار و گزارشات خبرنگاران افتخاری طرح ضیافت اندیشه هستیم.

[ دوشنبه یکم شهریور 1389 ] [ 5:5 ] [ ضیافت اندیشه ] [ ]
درباره وبلاگ

این وبلاگ متعلق به ایستگاه ادب و هنر طرح ضیافت اندیشه واحد خواهران دانشگاه قم است.
اینجا محل تجمیع اندیشه‌های ما و به اشتراگ گذاری حرف های از هر جنس ماست از نقد و بیان کم و کاستی‌های اجرای طرح ضیافت اندیشه گرفته تا شعر و دلنوشته و طنز و کاریکاتور و ....
اینجا هم یک نمایشگاه عمومی است از دستاوردهای هنری- ادبی تمام بچه ها و هم یک تریبون آزاد برای گفتن حرف دل آن‌ها.
اینجا پاتوق لحظات صمیمانه‌ی با هم بودن ماست.
برای اینکه به جمع نویسندگان وبلاگ بپیوندی کافیه برای درخواست عضویت یک پیغام به آدرس: zlotfi24@yahoo.com بفرستی.
امکانات وب